محمد تقي جعفري

109

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

منظور ما از آگاهى به موجوديت خود انسان ، شامل كميّت و كيفيّت عوامل قدرت مانند استعدادهاى فكرى و مقاومت و تحمل در برابر عوامل مزاحم اجراى قدرت در هدف گيرى صحيح و انتخاب وسايل معقولتر براى بهره بردارى از قدرت هم مىباشد . با اخلال به اين آگاهىها نه تنها سرمايهء قدرت به هدر خواهد رفت ، بلكه در آن مواردى كه قدرت براى از بين بردن عوامل مزاحم و آگاه به كار مىرود ، نتيجهء معكوس بوجود مىآورد . اين آگاهىها در بجريان انداختن شجاعت كه يكى از عاليترين جلوه‌هاى قدرت است ، از قرون و اعصار گذشته مورد توجه بوده است ، متنبى مىگويد : الرّأى قبل شجاعة الشّجعان هو اوّل و هى المحلّ الثّانى و هما اذا اجتمعا لنفس مرّة بلغت من العلياء كلّ مكان لو لا العقول لكان ادنى ضيغم ادنى الى شرف من الانسان 1 - ( رأى و انديشه از نظر اهميّت پيش از شجاعت شجاعان است . رأى و انديشه در مرتبهء اول و شجاعت در مرحلهء دوم است ) . 2 - ( هنگامى كه انديشه و آگاهى و شجاعت در يك فرد جمع شوند چنين فردى ، گام به مرحله اى عالى از عظمت گذاشته است ) . 3 - ( اگر عقول در آدميان نبود ، پستترين شير به شرافت نزديكتر از انسان بود ) . در بارهء ضرورت آگاهى و دانائى به شرايط و احتياجات و تنوع قدرتها در محاوره اى از سقراط باليزيماخوس - مله زياس - نيكياس - لاخس - چنين مىخوانيم : « لاخس » - هنوز منظور ترا درست نمىفهمم . « سقراط » - خوب توجه كن ، سؤال من عينا مثل اين است كه بپرسم سرعت چيست كه هم در دويدن وجود دارد ، هم در نواختن موسيقى و هم در حرف زدن و